گروه موسيقي گوشه به سرپرستي سيامک آقايي کنسرتي را با عنوان «ياد باد» به ياد پرويز مشکاتيان 21 و 22 آبان در تالار وحدت روي صحنه مي برد. در نشست خبري که ديروز در خانه موسيقي برگزار شد سيامک آقايي و سالار عقيلي درباره اين کنسرت پاسخگوي سوالات خبرنگاران شدند. در ابتداي اين نشست سرپرست گروه گوشه گفت؛ «اين کار را از مدت ها قبل آماده کرده بوديم که اوايل امسال استاد مشکاتيان اجراي آن را شنيد و بسيار خوشش آمد و بر اجراي آن اصرار کرد. قرار بود ما اين برنامه را ارديبهشت ماه روي صحنه ببريم که بنا به دليلي اين کنسرت به تعويق افتاد.» سيامک آقايي در ادامه افزود؛ «پس از آن نيز مسائل مربوط به انتخابات باعث به تاخير افتادن کار شد تا اينکه استاد مشکاتيان از بين ما رفت. بعد از آن بود که تصميم گرفتيم اين کنسرت را به استاد تقديم کنيم.» او همچنين درباره اين کنسرت توضيح داد؛ «اين کنسرت با همراهي تنبک پدرام خاور زميني، سنتور خود من و آواز سالار عقيلي اجرا مي شود. برنامه در دستگاه نوا ساخته شده است که بخش اول آن به سنتورنوازي اختصاص دارد. بخش دوم نيز با اجراي چند تصنيف همراه خواهد بود. در قطعه آخر اين کنسرت نيز سالار عقيلي آوازي را با بهره گيري از ريتم تنبک و همراهي سنتور خواهد خواند.» به گزارش مهر سالار عقيلي درباره اين اجرا گفت؛ «نوع ترکيب گروه در اين کنسرت از ويژگي هاي اجراي ما محسوب مي شود و من به خاطر اينکه بتوانم به مدت طولاني شنونده را روي صندلي راضي نگه دارم در آواز سعي کرده ام از سبک هاي آوازي متفاوتي استفاده کنم.»
نوشته شده توسط علی میرمقتدایی در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 0:20 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
| معرفي سازهاي ابداعي شجريان در فرانسه |
|
|
صداي شجريان به عنوان مرجع تحقيق آواز ايراني در دانشگاه سوربن ضبط شد |
|
|
.jpg) محمدرضا شجريان هفته گذشته در کنفرانس علمي موسيقي شناسي در شهر پاريس حضور يافت و در کنار بزرگان موسيقي و سازشناسي دنيا به معرفي علمي و عملي سازهاي «تندر» (بم ساز) و «صراحي» پرداخت. اين همايش که در ارتباط با علوم مربوط به موسيقي از جمله زيبايي شناسي، تاريخ موسيقي، علم رياضيات و ادبيات و سازسازي و سازشناسي هر ساله در يکي از کشورهاي جهان برگزار مي شود، امسال در دانشگاه سوربن و پي ير - ماري کوري و با حمايت انجمن CNRS و موزه موزيک و انجمن آکوستيک فرانسه برگزار شد. به گزارش سايت رسمي محمدرضا شجريان - دل آواز - شجريان در اين کنفرانس دو مقاله ارائه کرد که هر دو مورد توجه داوران از همه نقاط جهان قرار گرفت. موضوع مقالات ارائه شده، معرفي سازهاي «تندر» و «صراحي» و بحث در مورد ساخت و صدادهي و همچنين فيزيک و آکوستيک اين سازها از نظر علمي است و بررسي آنها با فرمول هاي ارتعاش و آکوستيک و تجزيه و تحليل شکل موج ها و هارمونيک هاي صوتي اين سازها و اثبات علمي تجربيات شجريان در اين زمينه است. يکي از مقالات به شکل مکتوب و ديگري به صورت شفاهي ارائه شد که بسيار مورد توجه حضار که همگي از استادان دانشگاه هاي برتر جهان بودند، قرار گرفت. پس از مراسم اختتاميه، محمدرضا شجريان به دعوت رئيس مرکز تحقيقات سازشناسي و آوا شناسي دانشگاه سوربن از آن مرکز بازديد کرد و در آنجا از صداي اين هنرمند ايراني نمونه هايي به عنوان مرجع براي کار تحقيقاتي در مورد تحرير ايراني ضبط شد. |
نوشته شده توسط علی میرمقتدایی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 0:22 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
| به خوانندگي سالار عقيلي برگزار مي شود |
|
|
بزرگداشت پرويز مشکاتيان در تالار وحدت
|
سالار عقيلي و پدرام خاورزميني به ياد پرويز مشکاتيان طي دو شب در تالار وحدت کنسرت مي دهند. در بخش نخست از اين برنامه، سيامک آقايي به تکنوازي سنتور مي پردازد. در بخش دوم هم «سالار عقيلي» و «پدرام خاورزميني» نوازنده تنبک- براي اجراي تصنيف ها، آقايي را همراهي خواهند کرد. آقايي درباره اين همکاري سه نفره مي گويد؛«به ياد دارم که استاد مشکاتيان اشاره مي کردند کيفيت گروه نوازي ها پايين آمده است و اينکه تعداد زيادي نوازنده روي صحنه مي روند تا سطح پايين سليقه مخاطبان را تامين کنند.» آقايي در ادامه مي گويد؛ «استادان ما پيش از همه، تکنوازان خوبي بوده اند که بعد مي توانستند اين توانايي را هنگام گروه نوازي هم به کار بگيرند. اما مدت هاست که يکي از اصول موسيقي ما يعني تکنوازي و توانايي هاي فردي به فراموشي سپرده شده. مي بينيم استادان با گروه هاي حداقل پنج نفري يا گروه هاي بزرگ روي صحنه مي روند، اما در اين اجرا هاي کوچک نوازنده نمي تواند خود را پشت گروه يا خواننده پنهان کند، همان طور که خواننده هم ديگر نمي تواند چنين کند.» بخش دوم اين برنامه در دستگاه «نوا» و با اشعاري از حافظ اجرا خواهد شد. او درباره دلايل برگزاري اين کنسرت مي گويد؛ «با تشويق هاي زنده ياد مشکاتيان ابتدا قرار بود اين برنامه در ارديبهشت ماه و با فرم ديگري برگزار شود که امکان آن فراهم نشد و تصميم گرفتيم در مردادماه اين برنامه را برگزار کنيم که آن زمان هم شرايط جامعه براي برگزاري کنسرت مناسب نبود.» اين نوازنده در ادامه اشاره مي کند؛ «شايد عده يي اعتقاد داشته باشند که همين روز ها هم شرايط براي برگزاري برنامه فراهم نيست، اما در نظر داشته باشيد که در اين صورت آيندگان خواهند گفت در فلان سال، بزرگي همچون مشکاتيان درگذشت اما از اهالي موسيقي کسي کاري نکرد و يادي از او نشد. من فکر مي کنم در چنين شرايطي بايد به سلوک خود يعني «پرويز مشکاتيان» نگاه کنيم. ايشان تعدادي از بهترين کار هايشان را در بحبوحه انقلاب و در شرايط خاص دهه60 ساختند و اجرا کردند. در آن زمان شرايط توليد به مراتب سخت تر از حالا بود، اما آن نسل از هنرمندان در مقابل شرايط سکوت نکردند و تعدادي از بهترين آثار تاريخ موسيقي ما را خلق کردند. چه بخواهيم و چه نخواهيم بسياري از آثار بزرگ در واکنش به زمانه تلخ و روز گار دشوار خلق شده اند. به خاطر همين فکر مي کنم خانه نشيني و قهر کردن فايده يي ندارد.» به گزارش ايسنا گروه «گوشه» در روز هاي 21 و 22 آبان ماه جاري ساعت 30/18 در تالار وحدت کنسرت مي دهند و بليت هاي اين برنامه در مراکزي همچون ققنوس، بتهوون، سياه و سفيد و دارينوش به فروش مي رسد.
نوشته شده توسط علی میرمقتدایی در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 1:17 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
...همانطور که سال پیش زاینده رود ذره ذره کم شد و کم شد تا خشک مثل کویر شد، الان دارد قطره قطره پر آب می شود. باز زاینده رود زنده میشود و اصفهان دوباره اصفهان میشود...
نوشته شده توسط علی میرمقتدایی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 1:34 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
به پسرم درس بدهید . او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند،
اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد.
به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود.
به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست.
می دانم که وقت می گیرد اما به او بیامورزید که اگر با کار و زحمت خویش یک
دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین 5 دلار بیابد.
به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد. از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه
خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.
اگر می توانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید.
به او بگویید تعمق کند. به پرندگان در حال پرواز در آسمان دقیق شود. به گلهای
درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می کنند دقیق شود.
به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد.
به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردنکشها، گردنکش باشد.
به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.
به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند. ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید.
اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.
به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد. به او بیاموزید که می تواند
برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.
به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید.
بگذارید که او شجاع باشد.
به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد
توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سن و سال خوبی است
نوشته شده توسط علی میرمقتدایی در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 1:23 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
با وجود اینکه قدمت ساز ویولن در کشور ما شاید به بیش از یکصد سال نرسد، ولی این ساز به خاطر توانایی اجرای ربع پرده های ایرانی، محدوده صدایی وسیع تر نسبت به اکثر سازهای ایرانی و عدم وجود صدای تو دماغی در مقایسه با سازهای مشابه ایرانی همچون کمانچه و قیچک، به سرعت در میان موسیقی ایرانی جای باز کرد. البته در این میان نباید خدمات استاد ارزنده ابولحسن صبا را فراموش کرد. ایشان ساز ویولن را به نوعی ایرانی کردند و اکثر نوازندگان شهیر ویولن از جمله شاگردان ایشان بودند.
از جمله ویولنیستهای مشهور می توان از مهدی خالدی، پرویز یاحقی، حبیب الله بدیعی، علی تجویدی، اسدالله ملک و همایون خرم نام برد. این افراد به غیر از اینکه نوازندگان ماهری بودند اکثر ترانه های ماندگار دهه های ۳۰،۴۰ و ۵۰ ا ز ساخته های این بزرگان است. که متاسفانه به غیر از همایون خرم همگی از دنیا رفته اند.

تصنیف سرگشته یا تو ای پیری کجایی از ساخته های استاد همایون خرم تنها موزیسین باقی مانده از دوران طلایی موسیقی ایرانی است. هر چند که فعالیت ایشان بعد از انقلاب بسیار محدود شد و بیشتر آثاری را به شکل تکنوازی و یا همنوازی با سایر اساتید ارائه کردند.
این اثر که در دستگاه همایون و با شعری از استاد هوشنگ ابتهاج (سایه) ساخته شده اولین بار با صدای مرحوم حسین قوامی اجرا شده ولی چند سال قبل این اثر به همراه چند اثر دیگر استاد همایون خرم با تنظیم آقای کامبیز روشن روان و صدای محمد اصفهانی دوبار اجرا شد. هر چند که اکثر این آثار برای خواننده مرد مناسب نبودند ولی به خاطر وجود محدودیتی که برای صدای زن وجود دارد چاره ای جز اجرای دوباره آنها با خواننده مرد نبوده است.
تصنیف سرگشته با صدای حسین قوامی
تصنیف سرگشته با صدای محمد اصفهانی
شبی که آوای نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لبه چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجائی ؟ که رخ نمینمائی
از آن بهشت پنهان دری نمیگشائی
من همه جا پی تو گشته ام
از مه مهر نشان گرفته ام
بوی ترا زگل شنیده ام
دامن گل از آن گرفته ام
تو ای پری کجائی ؟ که رخ نمینمائی
از آن بهشت پنهان دری نمیگشائی
دل من سرگشته ی تو
نفسم آغشته ی تو
به باغ رویاها چو گلت بویم
بر آب و آئینه چو مهت جویم
تو ای پری کجائی ؟
در این شب یلدا ز پی ات پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجائی ؟
مه و ستاره درد من میدانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجائی ؟ که رخ نمینمائی
از آن بهشت پنهان دری نمیگشائی
شعر از استاد هوشنگ ابتهاج ( سایه)
وبسایت رسمی استاد همایون خرم
نوشته شده توسط علی میرمقتدایی در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 0:16 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
هنوز نطفه نبسته بودم
که طناب دار را
روبانً عروسي ام کردند
تا اين عروس بعدهاي پارک هاي از ما بهتران
گل هاي پيراهنً روستايي اش را
در شبً چراغ و بوق ماشين ها
دسته گلي کند
که بپلاسد پيش آن که
در تابً باد هيچ بهاري
به شرم و عشوه ترانه يي خوانده باشد
اي خاکً خوبً روييده در بي کسي
هرگز به ما نگفته بودند «ثقل زمين کجاست»
تا سحرگاهي که در آخرين تکان
بر آن طنابً پيش از نطفه بستن
پا سفت کردم
و سنگينيً من
دست از سرً بي تعادلي اين خاک برداشت.
نصرت الله مسعودي
نوشته شده توسط علی میرمقتدایی در یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 0:31 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
|
جشن ثبت رديف ايراني در يونسکو |
|
|
سخنراني شجريان، عليزاده و سرير در خانه موسيقي
|
اهالي موسيقي چهارشنبه يي که گذشت در خانه موسيقي دور هم جمع شدند تا ثبت رديف هاي موسيقي ايراني را به عنوان ميراث جهاني بعد از چند قرن همزمان با روز جهاني موسيقي و دهمين سال تاسيس خانه موسيقي جشن بگيرند. در اين مراسم که بسياري از اهالي موسيقي حضور داشتند، محمد سرير مديرعامل خانه موسيقي حرف هاي خود را چنين آغاز کرد؛ «سال 76 عده يي از ما تصميم گرفتيم مرکز صنفي براي موسيقيدانان فراهم کنيم و هيچ وقت فکر نمي کرديم که امروز چنين جمعي داشته باشيم.» او اضافه کرد؛ «با وجود تمام ممنوعيت ها و محدوديت هايي که آن سال ها براي تشکيل چنين مراکزي وجود داشت اما در سال 78 اين اتفاق افتاد و امسال دهمين سال تاسيس خانه موسيقي است.» سرير در ادامه يادي از هنرمندان درگذشته يي همچون پرويز مشکاتيان، حسن يوسف زماني، شهريار فريوسفي و گرگين زاده کرد. مديرعامل خانه موسيقي سپس به دهمين جشن اين مجموعه اشاره کرد؛ «از چهار سال پيش قرار بود سالروز تولد فارابي به عنوان روز موسيقي در تقويم رسمي کشور ثبت شود که با وجود تاييد اوليه شوراي فرهنگ عمومي با اين موضوع مخالفت شد، اما خانه موسيقي از همان سال تاسيس هرساله و همزمان با سالروز جهاني موسيقي جشني برپا مي کند که امسال و در دهمين دوره آن به دلايلي که ترجيح مي دهم در اين نشست از آن صحبت نکنم اين مراسم برگزار نخواهد شد.» سرير همچنين با اظهار خوشحالي از ثبت رديف هاي موسيقي ايراني در فهرست جهاني يونسکو عنوان کرد؛ «چهار سال قبل خانه موسيقي پروژه ثبت رديف ها را در کميته ملي يونسکو شروع کرد، اما به دليل هزينه هاي مالي اين پروژه آن را رها کرديم و همه چيز نيمه کاره باقي ماند، تا زماني که با پيگيري هاي آقاي وکيل در سازمان ميراث فرهنگي موفق شديم بار ديگر با حمايت آنها اين پروژه را احيا کنيم.» سرير در پايان گفت؛ «ثبت رديف هاي موسيقي ايراني به نام ايران يک اعتبار و افتخار براي کشور است زيرا امروز موسيقي ما در دنيا به عنوان ميراث جهاني بشريت ثبت شده است و ديگر هيچ تفکري نمي تواند آن را از صحنه ايران حذف کند. در عين حال ثبت اين پرونده وظيفه سنگيني را براي بخش هاي فرهنگي جهت حفاظت از اين ميراث ملي ايجاد مي کند تا از اين پس به بهترين شکل اين هويت ملي را حفظ کند.» به گزارش ايسنا حسين عليزاده نيز از ثبت اين پرونده به نام ايران اظهار خرسندي کرد؛ «همواره در تاريخ کشورمان رديف هاي موسيقي باعث جدايي و اختلاف نظر ميان استادان موسيقي مي شد، اما امروز جاي خوشحالي دارد که اين رديف ها همه ما را در کنار هم جمع کرده و باعث دوستي ما شده است.» عليزاده ادامه داد؛ «رديف موسيقي ايراني در يک جامعه بي فرهنگ معنا ندارد و جامعه بافرهنگ هم به اين معنا نيست که در گرداب رديف گير بيفتيم، بلکه جامعه بافرهنگ بايد با حسي خلاقانه نسبت به رديف برخورد کند و امروز که اين امنيت جهاني براي رديف هاي موسيقي ايراني ايجاد شده است، بهتر است در داخل هم براي آن نگران نباشيم، بلکه به اين فکر کنيم که از اين پس چگونه مي توانيم اين رديف را به درستي و با مفهوم واقعي آن به نسل بعد منتقل کنيم.» عضو سابق گروه عارف در بخش ديگري از صحبت هاي خود عنوان کرد؛ «ما همواره دچار اين نگراني هستيم که همه چيز را داريم از دست مي دهيم، اما در برابر اين نگراني هيچ کار منطقي انجام نمي دهيم. در واقع درست است که امروز رديف هاي موسيقي ثبت شده است، اما اين اتفاق هم خيلي دير حاصل شد چه بسا که در کشور ما که مهد موسيقي است، هميشه موسيقي آن زير سوال است و حتي در تقويم آن روزي به نام موسيقي ثبت نمي شود.» در ادامه اين مراسم محمدرضا شجريان در سخناني مطرح کرد؛ «کاش شرايطي فراهم شود تا ما حداقل سالي يک بار همديگر را ببينيم و سعي کنيم تا زنده هستيم قدر يکديگر را بدانيم و امروز در اين مراسم از تمام آنها که با جان و دل اين رديف ها و هويت ملي ما را ثبت کردند، سپاسگزارم.» در بخش بعدي اين مراسم لوح تقدير و هداياي خانه موسيقي به مصطفي شيري، بهروز وجداني، داريوش طلايي، حاتم عسگري، احمد ابراهيمي، حسين عليزاده، داود گنجه يي، مجيد کياني، محمد سرير، محمدرضا شجريان، داريوش پيرنياکان و ليلا صمدي که در جمع آوري اين اسناد کمک کرده بودند، اهدا شد و سپس قطعه يي از مجيد درخشاني که براي سازهاي ابداعي شجريان نوشته شده بود، پخش شد.
نوشته شده توسط علی میرمقتدایی در جمعه یکم آبان 1388 ساعت 11:18 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
سهيلا قديري تنهاترين و بي پناه ترين ايراني که زندان هاي کشور تاکنون به خود ديده، ديروز اعدام شد. نه کسي را داشت که براي اعدام نشدنش به دادستان التماس کند و نه حتي بيرون در زندان اوين کسي منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. کسي بدن بي جان او را تحويل نمي گيرد و هيچ ختمي به خاطر او برگزار نمي شود. از همه درآمدهاي نفتي کشور فقط چند متر طناب نصيب گردن او شد و از 70 ميليون جمعيت ايران تنها کسي که به او محبت کرد، سربازي بود که دلش آمد صندلي را از زير پاي سهيلا بکشد و به 16 سال بي پناهي و فقر و آوارگي او پايان دهد و او را روانه آن دنيا کرد که مامن زجرکشيدگان و بي پناهان و راه به جايي نبردگان است.سهيلا 16 سال پيش از خانواده يي که هيچ سرمايه مادي و فرهنگي نداشت تا خوب و بد را به او بياموزد، فرار کرد و ميهمان پارک هاي ميدان تجريش شد. حال او يک دختر شهرستاني يا دهاتي با لهجه کردي و لباس هايي بود که به سادگي مي شد دريافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اينجا بود که ميهمان ثابت گرسنگي و سرماي زمستان و گرماي تابستان و نگاه کثيف و هرزه رهگذران شد.پس از سال ها آوارگي در حالي که فرزند ناخواسته يي را حمل مي کرد، از سوي پليس دستگير شد و براي اولين بار در زير سقف بازداشتگاه احساس خانه و مامن داشتن را تجربه کرد. به گفته خودش کودک پنج روزه اش را کشت چون تحمل سختي و گرسنگي و آوارگي کشيدن فرزند دلبندش را نداشت. وقتي وکيل در جلسه دادگاه از او مي خواهد که بگويد «دچار جنون شده بودم فرزندم را کشتم»، زير بار نرفت و باز تاکيد کرد من عاشق کودکم بودم زيرا به غير از او کسي را نداشتم ولي نمي خواستم فرزند يک مرد معتاد و يک زن ولگرد بي پناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقيري که در دادگاه تکرار مي کرد من روي سنگفرش هاي خيابان و زير باران بزرگ شده ام، آن کودک بي پناه تر از مادرش را به کام مرگ کشاند و پس از دو سال مادرش نيز به سرنوشت مشابهي دچار شد.اعدام بي پناه ترين ايراني اين سوال را مطرح مي کند که گناه ولگردي و هرزگي يک انسان فقير و بي پناه و راه گم کرده بزرگ تر است يا گناه جامعه ثروتمندي که براي فنا نشدن امثال سهيلا اقدامي نمي کند. قبح فسق و فجور سهيلا زشت تر است يا اينکه کسي در مناطق شمال تهران از شدت گرسنگي به تن فروشي روي آورد. و در نهايت وجود امثال سهيلاي ولگرد و قاتل براي يک جامعه پرادعا و پر از مراسم پرريخت و پاش زشت تر است يا بي تفاوتي نسبت به اينکه در لابه لاي کوچه پس کوچه هاي حوالي ميدان تجريش، انساني در اثر سرماي دي و بهمن چنان به خود بلرزد که براي نمردن از سرما و گرم شدن، هر شب را در خانه يي سپري کند. حال که از فقر و بي پناهي و به تعبير برخي، استضعاف امثال سهيلا احساس گناه نکرديم، از گرسنه ماندن او در خيابان هاي پر از رستوران تجريش شرمنده نشديم، و از اينکه جايي را نداشته تا شب هاي زمستان را در آن سپري کند. فرجام سهيلا قديري و کودک پنج روزه اش ثمره يک بي عدالتي و يک ظلم غدار اجتماعي است که براي سر و سامان و پناه دادن به امثال سهيلا چاره يي نينديشيده. اگر نگاه سنتي خشن و بي عاطفه سياه و سفيد جامعه خود را به تجربه ديگر جوامع متوجه کنيم، درمي يابيم بسياري از کشورها راه حل هايي را تجربه کرده اند. کشورهاي اروپايي مراکزي را داير کرده اند که هدف از سازماندهي آن پناه دادن به کساني است که براي مدت کوتاهي يا اساساً سرپناهي ندارند و بدون سرپناه فنا مي شوند. حتي در کشور ثروتمندي همچون سوئد يا انگليس زناني که در اثر اختلاف خانوادگي از خانه فراري مي شوند به مکان هاي تعريف شده يي هدايت مي شوند تا آرامش بيابند و به زندگي عادي بازگردند.براي جامعه يي که مفتخر است هرساله در مراسم و مناسبت ها تعداد ديگ هاي بار گذاشته شده صدتا صدتا اضافه مي شود و بسياري از نهادها با يکديگر رقابت مي کنند، تامين زندگي دو هزار يا پنج هزار نفر امثال سهيلا هزينه و سازماندهي کمرشکني محسوب نمي شود.اعدام امثال سهيلا به عنوان نماينده فقيرترين اقشار آسيب پذير که از يکي از دورافتاده ترين شهرهاي غرب کشور به تهران پرتاب شده، کدام حس عدالت طلبي کجاي نظام قضايي ما را اقناع مي کند و پاسخ مي گويد. آيا سهيلا قديري شهروند دارنده شناسنامه کشور ايران به خاطر محروميت و فلاکتي که کشيد و نقل آن، اشک همگان را در دادگاه درآورد بايد غرامت دريافت مي کرد يا حکم اعدام. يک هفتادميليونيوم درآمدهاي نفتي ايران که بالغ بر 735 ميليارد دلار مي شود معادل 10 هزار و پانصد دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. سهم سهيلا به عنوان عضوي از جامعه 70 ميليوني ايران با يک حساب سرانگشتي 10500 دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. در شرايطي که بسياري از اقشار جامعه ايران با تحصيل در آموزش و پرورش و تحصيلات دانشگاهي مجاني و با دريافت يارانه هاي بهداشتي، غذايي و دارويي بسيار بيشتر از 10500 دلار از سهم درآمد نفتي تسهيلات دريافت کرده اند، سهيلا به عنوان شهروند جامعه ايران هيچ گاه امکان بهره مندي از هيچ تسهيلات دولتي و ملي را نداشت. به همين لحاظ سهيلا به عنوان کسي که نتوانست از هيچ امکاناتي بهره مند شود، بايد حداقل 10 ميليون و 500 هزار تومان سهم خود را از درآمدهاي نفتي 30 سال گذشته دريافت مي کرد. و نيز به خاطر محروميت هايي که به آن دچار شد و عقب ماندگي و عقب افتادگي مضاعفي را بر او تحميل کرد، مبالغ ديگري را نيز بايد به عنوان خسارت دريافت مي کرد. به اين ترتيب سهيلا با داشتن 10 ميليون و 500 هزار تومان امکان آن را داشت تا اتاقي را اجاره کند، کار شرافتمندانه يي را بيابد و شب ها از گرسنگي و زمستان ها از سرما به خود نلرزد. شايد او مي توانست خانواده يي تشکيل دهد و لذت مادر شدن و همسر بودن را تجربه مي کرد و نيز فرصت مي يافت به جاي کشتن فرزند دلبندش با شيرين زباني و شيطنت هاي کودکانه او آرامش يابد. اما سهيلا به جاي آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت. حداقل او ديگر گرسنگي نمي کشد، از سرما به خود نمي لرزد و نگاه هاي هرزه را تحمل نمي کند. بي ترديد در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحيم آرامش يافته است.
froostaee@yahoo.com فرزانه روستايي اعتماد
نوشته شده توسط علی میرمقتدایی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 0:6 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
اگر سفر نکنی
اگر کتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نکنی
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر بردهی عادات خود شوی
اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سرکش
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند
و ضربان قلبت را تندتر میکنند
دوری کنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگیات
ورای مصلحتاندیشی بروی
امروز زندگی را آغاز کن
امروز مخاطره کن
امروز کاری کن
پابلو نرودا- ترجمه از احمد شاملو
نوشته شده توسط علی میرمقتدایی در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت 4:15 بعد از ظهر |
لینک ثابت |